۱۳۹۳ شهریور ۲۱, جمعه

سروده ایی از فردوسی بزرگ





چو بر دين کند شهريار آفرين ........... برادر شود شهرياری و دين
 
نه بی تخت شاهيست دينی به پای ...... نه بی دين بود شهرياری به جای
 
دو ديباست يک در دگر بافته ............ برآورده پيش خرد تافته
 
نه از پادشا بی نيازست دين ............. نه بی دين بود شاه را آفرين
 
چنين پاسبانان يکديگرند ................. تو گويی که در زير يک چادرند
 
نه آن زين نه اين زان بود بی نياز ...... دو انباز ديديمشان نيک ساز
 
چو باشد خداوند رای و خرد ........... دو گيتی همی مرد دينی برد

چو دين را بود پادشا پاسبان ............ تو اين هر دو را جز برادر مخوان













 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر