۱۳۹۲ بهمن ۲۳, چهارشنبه

صفت گربه ها هرچی باشه ، از انسانها خیلی بهتره !

.

یکی از صفتهای بد انسان اینه که صفات بد خودشو به این و اون نسبت میده تا خودشو پاک و منزه جلوه بده !

برای مثال :

- روباه مکار ! در صورتی که هیچ جانوری همچو انسان انقدر مکار و دروغگو و کلاهبردار نیست !

- کلاغ خبرچین ! در حالی که بجز انسان هیچ جانوری نه خبری رو جایی میبره و نه پشت سر این و اون حرف میزنه !
 
- گرگ درنده ! هیچ جانوری همچو انسان اینهمه جنگ و تباهی و خونریزی راه نیانداخته !
 
- گربه نمک نشناس ! هیچ جانوری همچو انسان به همنوع و هم ذات خودش ، به پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و دوستان خودش از پشت خنجر نزده !
.
.

نحوه واگذاری حکومت در سال پنجاه و هفت !

.

.
.

بازی اشـکـنـک داره .... سر شـکـسـتـنـک داره !

.

.
.

عکسی کمتر دیده شده از زنده یاد ، داریوش فروهر

.
داریوش فروهر ، پس از حمله ماموران ساواک به گردهمایی جبهه ملی در کاروانسرا سنگی !
.
آیا میشود از کسانی که چوب و چماق ساواک را روی بدنشان احساس کرده بودند ، انتظار داشت که سرنگونی حکومت پهلوی را آرزو نکنند ؟!

.

.

روایت دکتر شاپور بختیار از ماجرای کاروانسرا سنگی

ساواک علیه عناصری که رژیم آنها را نامطلوب تشخیص میداد روشهای مختلفی به کار میگرفت.

در اواخر سال ۱۹۷۸ ما در یک روز تعطیل مذهبی در منزل دوستی که باغ بزرگی در کاروانسرا سنگی داشت ضیافتی ترتیب داده بودیم. از تمام طبقات بدون توجه به موقعیت اجتماعی آنها دعوت به عمل آمده بود. تنها مسئله ای که من میتوانم به یقین بگویم این است که در میان مدعوین یک کمونیست و یا حتی یک « سمپاتیزان » هم نبود. 
ما همه در قانونی ترین وضع ممکن دور هم جمع بودیم که ناگهان سر و کلهٌ ۴۰۰ نفر با لباسهای متحدالشکل نظامی و چماقهای عظیم پیدا شد. این عده بر سر ما ریختند، بقدر واقع کتکمان زدند، ما را «نوکر اجنبی» ،«خائن» ، «خودفروخته» خواندند و آنچه توانستند شکستند و خراب کردند. جمع ما حدود ۱۵۰۰ زن و مرد را شامل بود که بعضی با اتوبوس و بعضی با بنز ۴۵۰ به این محل آمده بودند ولی همه ناگزیر پای برهنه و پیاده پا به فرار گذاشتند.
وقتی من توانستم از گوشه ای خودم را به بیرون برسانم سر راهم صدها جفت کفش یافتم. یکی از دوستان دچار خون ریزی شدید شده بود، یکی دیگر بیحرکت و بیحال در باغ افتاده بود، من حوالی ۹ و ۳۰ دقیقه شب از مخفیگاه کوچکمان به راه افتادم و بالأخره وقتی با تاکسی و دستی شکسته به خانه ام رسیدم ساعت یک بعد از نیمه شب بود. 
هنگامی که به نخست وزیری منصوب شدم فهمیدم ژنرالی که این عملیات را رهبری کرده است چه کسی بوده، ساواک با هلیکوپتر محل را شناسائی کرده بود، و صف آرائی مأمورین عملیات در خور یک جنگ واقعی بود.

غالب سران ساواک نظامی بودند و بیشترشان در آن سازمان مزایای مالی و اختیاراتی داشتند که حتی وزرا از آن محروم بودند. اکثراً آدمهای منفوری بودند جز پاکروان که سه سال ریاست این سازمان را بر عهده داشت.
من میتوانم بگویم که در آن سه سال شکنجه در ساواک معمول نبود. مشت و کتک حتماً رایج بود ولی شکنجه های متشکل و سازمان یافته و مداوم وجود نداشت. بر خلاف نصیری، همان کسی که به خانهٌ مصدق حمله کرد و ۱۴ سال در رأس ساواک باقی ماند و از نظر شعور و اخلاق فرد پستی بود، ....

.

در همین راستا :

قابل توجه کسانی که شناخت درستی از « دوران طلایی پهلوی » ندارند !
.

http://666sabz.blogspot.be/2015/06/blog-post_22.html

 

 

۱۳۹۲ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

رضا پهلوی اعلام کرد : شهروند آمریکا نیستم !

.
شاهزاده رضا پهلوی گرامی ، 

پرسشی که من از شما دارم این است که اگر بنا به فرمایشات شما ،  شما تنها شهروندی ایرانی را دارید و بس ، پس شما با کدام پاسپورت به کشورهای دیگر سفر میکنید ؟!

آیا کارت شناسایی و پاسپورت جمهوری ننگین اسلامی را دارید و یا اینکه با همان پاسپورت کهن زمان پدر خود ، که دیگر اعتبار جهانی ندارد ، به دیگر کشورها مسافرت میفرمایید ؟




۱۳۹۲ بهمن ۱۷, پنجشنبه

پاسخی به یکی از مغلطه های معروف سلطنت طلبان !

.
سلطنت طلبان ، مغاطلات بسیاری دارند که یکی از آنها این جمله است « ملتی که برای مفت خوری انقلاب کند ، به .... خوری میافتد » !

البته این یکی از معدود زمان هایی است که سلطنت طلبان از واژه « انقلاب » بهره میبرند وگرنه همیشه از واژه « شورش » استفاده میکنند !

خوب نخستین مسئله ایی که بچشم میخورد ، احترامی است که سلطنت طلبان برای هم میهنان خود قائل هستند ولی مسئله مهمتر این است که یا واقعا ندانسته و بصورت طوطی وار این جمله را تکرار میکنند و یا کاملا دانسته و برای خاک به چشم نسل جوان پاشیدن این دروغ را بخورد ملت میدهند !

روی سخنم با سلطنت طلبان و انصار شاه الله نیست چون ایشان نه گوشی برای شنیدن دارند و نه میلی برای فهمیدن ، بلکه برای نسل جوان است که شاید تحت تاثیر دروغ اینان قرار بگیرند !

ملت بزرگ ایران برای آزادی و رهایی از زیر سلطه استبداد پهلوی قیام کرد ، حالا اصلا نتیجه آن مهم نیست که به آزادی رسید یا نه ، مهم این است که ملت ایران بدرستی ، علل عقب ماندگی خودش را شناخته و فهمیده بود که تنها در یک جامعه آزاد و با اشتراک داشتن در تصمیم های دولتی است که میتواند به اوج شکوفایی برسد !

برای مثال ، جوانی برای رهایی از جمهوری ننگین اسلامی و رسیدن به آزادی ، قصد خروج از ایران را میگیرد و قاچاقچی ایی را پیدا میکند که به او میگوید که در کمترین زمان ممکن و آسانترین راه ، او را به ترکیه و از آنجا با هواپیما به کانادا خواهد رساند ! پس از دریافت پول ، جوان را تا لب مرز برده ، سپس همه دار و ندارش را برمیدارد و جوان را لخت در میان مرز ایران و ترکیه رها میسازد و میرود !

- آیا تصمیم این جوان برای فرار از استبداد آخوندی و رسیدن به آزادی ، اشتباه بود ؟!

پاسخ سلطنت طلبان حتما « آری » است !

مثالی دیگر ، چرخ جلوی ماشین شما در میان اتوبان پنچر میشود ، شما از ماشین پیاده میشوید و جلوی ماشینها را میگیرید تا کسی به شما کمک کند ، یک ماشین میایستد ولی بجای کمک ، چند نفری به شما حمله کرده  و به همسر شما تجاوز میکنند و فرار میکنند !

- آیا باید این راننده بیچاره را مقصر خواند که برای تعویض چرخ ماشینش ، تقاضای کمک کرده بوده ؟!  باید از او انتظار داشت که با همان چرخ پنچر به مسیرش ادامه دهد ؟!


باز هم پاسخ سلطنت طلبان مطمئنا « آری » خواهد بود !

و اما مغطله آب و برق مجانی :

خمینی تا زمانی که در فرانسه بود ، هیچگاه ، هیچگاه حرفی از آب و برق و اتوبوس مجانی نزد ! در فرانسه ، خمینی تنها از آزادی زنان و احزاب سیاسی و رسانه ها ، آزادی مردم و برابری و و و سخن میگفت !

وعده آب و برق مجانی را خمینی برای نخستین بار در بهشت زهرا داد ، یعنی زمانی که شاه از ایران خارج شده بود و خمینی قدم نحسش را به ایران گذاشته بود !

آیا سلطنت طلبان بر این گمانند که انقلاب ایران پس از ورود خمینی به ایران آغاز شد ؟!


هر جوری بالا پایینش میکنیم ، بیشتر به تو خالی بودن سخنان سلطنت طلبان پی میبریم !



در همین راستا
.

آخرش سلطنت طلبان را چه صدا کنیم !

.

**********
 .

.
.

۱۳۹۲ بهمن ۱۶, چهارشنبه

شاهین نجفی ، چوب دو سر طلا !

.

.
.
شاهین نجفی بیچاره از سوی جمهوری ننگین اسلامی ، بخاطر توهین به امام نقی ، مرتد شناخته و خونش حلال شده و یکی از سلطنت طلبان بنام هم ایشان را مورد بازخواست و سرزنش قرار داد که چرا « رضا شاه » را « میر پنج » خطاب کرده !

البته چون سلطنت طلبان و انصار شاه الله هنوز بر اریکه قدرت تکیه نزده اند و از پلیس و شهربانی و ساواک و ارتش و چماقداران بهره نمیبرند ، به همین توهین ها و تهمت زدن ها و ترور شخصیتی ها بسنده میکنند ولی بمحض رسیدن به قدرت ، همانند جمهوری ننگین اسلامی ، دمار از مخالفین و منتقدین خود درخواهند آورد ! 
 
.

ویدیوی اصلی را میتوانید در این زیر ببینید
.

.
.

سبد کالا در جمهوری ننگین اسلامی

.
.
.

۱۳۹۲ بهمن ۱۲, شنبه

نامه سه امضایی به شاه ، درست یکسال پیش از انقلاب 57

.

نامه کریم سنجابی، شاپور بختیار و داریوش فروهر به محمدرضا شاه پهلوی
پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی
فزایندگی تنگنا‌ها و نابسامانی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاء کنندگان زیر بنا بر وظیفهٔ ملی و دینی، در برابر خلق و خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضایی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده، مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از "منویات ملوکانه" داشته باشد نمی‌شناسیم و در حالی که تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام می‌شود و انتخاب نمایندگان ملت و انشاء قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همه اختیارات و افتخار‌ها و سپاسها و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرموده‌اند، این مشروحه را علی‌رغم خطرات سنگین تقدیم حضور می‌نمائیم.

در زمانی مبادرت به چنین اقدامی می‌شود که مملکت از هر طرف در لبه‌های پرتگاه قرار گرفته، همه جریانها به بن‌بست کشیده نیازمندیهای عمومی به خصوص خواروبار و مسکن با قیمتهای تصاعدی بی‌نظیر دچار نایابی گشته، کشاورزی و دامداری رو به نیستی گذارده، صنایع نوپای ملی و نیروهای انسانی در بحران و تزلزل افتاده، تراز بازرگانی کشور و نابرابری صادرات و واردات وحشت‌آور گردیده، نفت این میراث گرانبهای خدادادی به شدت تبذیر شده، برنامه‌های عنوان شده اصلاح و انقلاب ناکام مانده و از همه بد‌تر نادیده گرفتن حقوق انسانی و آزادیهای فردی و اجتماعی و نقض اصول قانون اساسی همراه با خشونتهای پلیسی به حداکثر رسیده و رواج فساد و فحشاء و تملق فضیلت بشری و اخلاق ملی را به تباهی کشانده ‌است.

حاصل تمام این اوضاع، توأم با وعده‌ها و ادعاهای پایان ناپذیر و گزافهگویی‌ها و تبلیغات و تحمیل جشن‌ها و تظاهرات، نارضائی و نومیدی عمومی و ترک وطن و خروج سرمایه‌ها و عصیان نسل جوان شده که عاشقانه داوطلب زندان و شکنجه و مرگ می‌گردند و دست بکارهایی می‌زنند که دستگاه حاکمه آنرا خرابکاری و خیانت و خود آنها فداکاری و شرافت می‌نامند.

این همه ناهنجاری در وضع زندگی ملی را ناگزیر باید مربوط به طرز مدیریت مملکت دانست، مدیریتی که بر خلاف نص صریح قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر جنبه فردی و استبدادی در آرایش نظام شاهنشاهی پیدا کرده ‌است. در حالی که "نظام شاهنشاهی" خود برداشتی کلی از نهاد اجتماعی حکومت در پهنه تاریخ ایران می‌باشد که با انقلاب مشروطیت دارای تعریف قانونی گردیده و در قانون اساسی و متمم آن حدود "حقوق سلطنت" بدون کوچک‌ترین ابهامی تعیین و "قوای مملکت ناشی از ملت" و "شخص پادشاه از مسئولیت مبری" شناخته شده است.

در روزگار کنونی و موقعیت جغرافیایی حساس کشور ما ادارهٔ امور چنان پیچیده گردیده که توفیق در آن تنها با استمداد از همکاری صمیمانهٔ تمام نیروهای مردم در محیطی آزاد و قانونی و با احترام به شخصیت انسانها امکان‌پذیر می‌شود.

این مشروحهٔ سرگشاده به مقامی تقدیم می‌گردد که چند سال پیش در دانشگاه هاروارد فرموده‌اند: « نتیجهٔ تجاوز به آزادیهای فردی و عدم توجه به احتیاجات روحی انسانها ایجاد حس سرخوردگی است و افراد سرخورده راه منفی پیش می‌گیرند تا ارتباط خود را با همهٔ مقررات و سنن اجتماعی قطع کنند و تنها وسیلهٔ رفع این سرخوردگیها احترام به شخصیت و آزادی افراد و ایمان به این حقیقت‌ است که انسانها بردهٔ دولت نیستند و بلکه دولت خدمتگزار افراد مملکت است » و نیز به تازگی در مشهد مقدس اعلام فرمودند: « رفع عیب به وسیله هفت‌تیر نمی‌شود و بلکه به وسیلهٔ جهاد اجتماعی می‌توان علیه فساد مبارزه کرد. »

بنابراین تنها راه بازگشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملی و خلاصی از تنگنا‌ها و دشواریهایی که آیندهٔ ایران را تهدید می‌کند ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیاء حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات و اجتماعات، آزادی زندانیان و تبعیدشدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند.

کریم سنجابی
شاپور بختیار
داریوش فروهر

۲۲ خرداد ۱۳۵۶

  
 

.


۱۳۹۲ بهمن ۹, چهارشنبه

برخورد متفاوت شهبانو فرح با هنرپیشگان ایرانی و خارجی !

.
.

.
.

علت خروج شاه از ایران از دید یک خانم دکتر !

.


این داستان کاملا راست است.

چندی پیش در مراسم بخاکسپاری مادر یکی از دوستانم حضور داشتم. قرار بود همگی به سردخانه یکی از بیمارستانهای بروکسل برویم و پس از غسل و کارهای مربوطه آن زنده یاد ، همگی پشت ماشین نعش کش به گورستانی برویم و مراسم خاکسپاری را انجام دهیم.

ما همگی در محوطه بیمارستان ، در نزدیکی سردخانه جمع شده بودیم ، آقایی که از دوستان خانوادگی آن شادروان بود از سردخانه خارج شد و گفت : تازه مرده شوره رسید و پس از چند لحظه مکث ، اضافه کرد : واقعن جای تاسفه که اینهمه ایرانی ، اینهمه ساله تو بلژیکیم و یه ارگانی نداریم که کار کفن و دفن مرده هامون رو انجام بده ، مجبوریم بریم دست به دامن افغانی ها بشیم که بیان مرده هامون رو بشورن ! ( مرده شور ، گویا یک خانم افغانی بود )

خانم دکتری که اتفاقن در کار خود بسیار استاد است ، با لحن غم انگیزی گفت : آقای فلانی ، از اولشم همینجوری بودیم ! همین کارها رو کردیم که شاه ولمون کرد و رفت !
 .

نتیجه اخلاقی : خروج محمد رضا شاه  از ایران ، بعلت قحطی مرده شور بوده !


.
.


۱۳۹۲ بهمن ۸, سه‌شنبه

شعور و انسانیت پلنگ از آدمی بیشتر است !

.

شرح ماجرا :

در یکی از باغ وحش های انگلستان ، در موقع نهار یک پلنگ ، یه بچه موش بی سرپرست وارد محوطه میشه و یه راست میره سراغ نهار آقا پلنگه و شروع میکنه به ناخنک زدن !

آقا پلنگه بجای اینکه با سر پنجه آقا موشه رو دور کنه ، خیلی با وقار وامیسته تا آقا موشه از غذاش بخوره و آخرش هم آقا موشه رو یه ماچ گنده میکنه و میذاره که برگرده سر خونه زندگیش !

بزرگان ایرانزمین از دیرباز فرموده اند :

ای بسا آقا  پلنگه با وقار .... ای بسا آدم در فکر شکار

شعور پلنگ از آدمی بیشتر است .... پس پلنگ آدم و آدمی خر است
 
.
.
 



.
.



۱۳۹۲ بهمن ۵, شنبه

درد دل پلنگ ایرانی !

.

.
.

حساب دو دو تا چهار تاست جانم !


سلطنت طلبان ، از اینکه سلطنت طلب خطابشان کنیم ، بسیار ناراحت میشوند که البته من در همین راستا متنی هم نوشته بودم که در اینجا میتوانید ببینید !

ببینید مسئله بسیار ساده است و بقول معروف : حساب دو دو تا چهار تاست !

اگر کسی به اسب شاه بگه یابو ، آقایون رگ گردنی شده و شروع میکنند به طرف روبرو فحاشی کردن و برچسب « توده ایی » ، « اصلاح طلب » ، « ملی منقلی » ، « ملی مذهبی » ، « خط امامی » ، « چپول » ، « مجاهد » و « بنی صدری » زدن !

(( حالا اصلا کاری به این هم نداریم که این آقایون ، به نام پهلوی و شاه حساسیت دارند و با شنیدن نام آنهاست که اینچنین از خود بی خود شده و زمین و زمان را گاز میگیرند ))

خوب اگه ما از طیف های سیاسی که میشناسیم ، توده ایی و چپ و ملی و ملی مذهبی و اصلاح طلب و خط امامی و مجاهد و بنی صدری رو کم کنیم ، چه طیفی باقی میمونه ؟! 

فقط سلطنت طلب میمونه دیگه !

فهمیدن این موضوع دیگه نیازی به کارشناسی ارشد و دکترا نداره ، حساب دو دو تا چهار تاست !


۱۳۹۲ بهمن ۳, پنجشنبه

وقتی که کاسه صبر ملت لبریز بشه ...

.
چندی پیش ، بر روی یکی از صفحه های فیس بوکی بنام « تاریخ در تزویر » عکسی منتشر شده بود با این عنوان « کتک زدن سربازان دولت توسط انقلابیون آزادیخواه ! » که صحنه ایی بود از گیرافتادن یک سرباز بدست چند انقلابی در سال 1357 !



باید می دیدید که سلطنت طلبان در زیر این عکس ، چه الم شنگه ایی  راه انداخته بودند و مانند ذرت بوداده چه بالا و پایینی می پریدند !

چند نمونه از نظرهای داده شده را اینجا میاورم :

- مطمئنین آزادی خواه بودن !؟

- بخاطر پول مفت و اب و برق مچانی

- زشت و غیر انسانی اون سرباز بدبخت سر پیاز بود یا ته پیاز

- شرم بر ان انقلابیان مجاهد خلق اسلامیان فدایی خلق تودهای ها ملی مذهبی ها نهظت آزادی ها شرم بر همه شما که نفهمیده و یا فهمیده عامل منافع امریکا و انگلیس شدی

- شمار قابل توجهی از انقالابیون گدایان پاپتی و وحشی بودند.

- شورش 57 

و و و 

و صد البته در مکانی که سلطنت طلبان در اکثریت هستند ، وارد بحث شدن و دلیل  آوردن ، بجز کلی فحش خواهر و مادر خوردن و به وطنفروشی و توده ایی و اصلاح طلبی و خط امامی و و و متهم شدن ، فایده دیگری نخواهد داشت ، برای همین ، پاسخ به این عکس و مدیران صفحه فیس بوکی را در اینجا میاورم :


سلطنت طلبان یا اصلا متوجه این امر نیستند یا به صلاحشان نیست که متوجه باشند که وقتی که سد بشکند و سیل سرازیر شود ، دیگر هیچ چیزی جلودار سیل خروشان نیست و سیل در مسیرش همه چیز را نابود و با خود خواهد برد !

وقتی که کاسه صبر مردم هم لبریز شود ، به تک تک مهره های رژیم حاکم ، حمله خواهند کرد ، چنانکه در حماسه عاشورای 88 دیدیم که دلیران و گردان ایرانزمین چه دماری از سربازان و بسیجیان و مزدوران رژیم درآوردند !

البته برخی از مردم ، از سربازان حمایت میکردند ، چنانکه در همین عکس پنجاه و هفتی هم بخوبی دیده میشود که چند نفری در حال دفاع از آن سرباز هستند !

باز برای مثال ، در بازی شطرنج هم  باید یکی یکی مهره های شاه را از سر راه برداشت تا به کیش و مات دست یافت.

این امر درباره زنده یاد دکتر شاپور بختیار هم صدق میکند ، چنانکه خود بختیار در سخنرانیش در سال 1984 در لس آنجلس گفت : « اونوقتی که بایستی به من بگویند بیا مملکت را اداره بکن ، نوبت هویداها بود ، شریفی امامی ها بود و دیگران بود ! وقتی که سرطان خمینی تمام اعضای بدن و ارگانهای ملت ایران را گرفته بود ، من دو راه داشتم ، یا بگویم چادر وجاهت ملی بسر میکشم و دخالت نمیکنم یا مثل دیگران عربده میکشم جمهوری اسلامی میخام ! من فرمان شاه را قبول کردم و سعی خودم را هم کردم ! »

محمد رضا شاه ، خیلی زودتر از اینها باید صدای ملت خود را می شنید و گردن به رای و خواسته ملتش می نهاد ، چنانکه یک سال پیش از انقلاب ، سران جبهه ملی در یک نامه سه امضایی به شاه هشدار داده بودند که با این روندی که شاه پیش گرفته ، مملکت به لبه پرتگاه رسیده اما کو گوش شنوا و چشم بینا .... و تنها زمانی که سمبه را پر زور دید ، بفکر چاره افتاد ولی همانطوری که پیشتر گفتم ، دیگر سد شکسته شده بود و سیل همه چیز را با خودش برد !

امیدوارم که مزدوران ولایت وقیح که در حال خواندن این مطالب هستند هم قدری بخود بیایند و بدانند که زمانی که کاسه صبر ملت لبریز شود ، دیگر برای توبه و درخواست ترحم کردن ، خیلی دیر است و ملت بزرگ ایران ، مزدوران و سردمداران حکومتی را با یک چوب خواهند راند !
.

بزرگان ایرانزمین از دیرباز فرموده اند :
.
یک شب آتش در نیستانی سپوخت ... هر چه خشک و تر بدید با هم بسوخت

.
.

.
.

۱۳۹۲ دی ۲۸, شنبه

کاخ سلطنتی بلژیک و سقفی پوشیده شده از سوسک !

.
این نمای یکی از کاخهای سلطنتی بلژیک است که در نزدیکی مرکز شهر بروکسل قرار دارد.



این کاخ مانند هر کاخ سلطنتی دیگری، دربرگیرنده سالن ها و تالارهایی با نقاشی و مجسمه های زیباست ، ولی چشم کسانی که کاخهای سلطنتی دیگری را دیده باشند را به خود خیره نمیکند و بازدید کننده را به تحسین باز نمیدارد بجز تالار آینه آن که سقفی منحصر به فرد و کمیاب دارد !




سقفی پوشیده شده از قاب بالهای سوسک !
.
البته نه از آن سوسکهایی که در توالت و حمام خانه مادر بزرگها یافت میشد ، بلکه یک نوع سوسک بسیار زیبا !





یک هنرمند معروف بلژیکی « Jan Fabre » با اکیپ بیست و نه نفره اش ، بمدت سه ماه مشغول بودند و یک میلیون و چهارصد قاب بال بکار برده شد ( در حدود هـفـتصد هزار سوسک ) تا سقف و یکی از دو لوستر این تالار را بپوشانند.








سوسک بیچاره




 .

دو فرتور کمتر دیده شده از خاندان پهلوی در کنار سفره هفت سین !

.     

برای بهتر دیدن عکسها ، یکی بزنید تو سر شخص دیکتاتور


 


من در عجبم که سلطنت طلبانی که از بامداد تا شب حتی عکس از دوغ خوردن و اسکی بازی شاه و فرح هم پخش میکنند و منت خوشگذرونی های خاندان پهلوی را به سر ملت ایران میگذارند که شاه و فرح چه حالی میکردند و ملت ایران لیاقت نداشتند که شاه و فرح از کیسه ملت برن حال و حول ، اما چرا اینجور عکسها را هیچگاه در وبلاگها و سایتهاشون نمیشه دید !!!
.
.

۱۳۹۲ دی ۲۶, پنجشنبه

بازسازی سواره نظام و تیراندازان ساسانی



.
مهمترین بخش سپاه ساسانی ، سواره نظام زره پوش سنگین بود ( اسواران ) که در جنگها نقش تعیین کننده‌ای داشت به ویژه در مورد رویارویی با پیاده نظام رومی بسیار موثر بود و به سادگی آرایش جنگی پیادگان را به هم می‌زد و آنها را آماج تیرهای تیر اندازان می‌نمود.

تمام تن اسواران با تکه‌های فلس گونه آهن پوشیده شده بود و نقابی آهنین نیز صورت آنها را می‌پوشاند به طوری که تنها سوراخی جلوی بینی و شکافی برای دیدن در آن قرار داشت. زره سواره نظام تکه تکه بود و آزادی عمل کافی برای عضلات سوار فراهم می‌کرد.

تیر اندازان در پشت سواره نظام قرار داشتند و از دور دشمن را مورد هدف قرار می‌دادند. 
.
.
.
سواره نظام



 


 تیراندازان










  


 نمونه زین های ساسانی


 


 

.
سرچشمه ها

ساسانیان از ویکی‌پدیا ، دانشنامهٔ آزاد

Pinterest

.
.