۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

چو شیری سوی جنگ آید ، دل او چون نهنگ آید




مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد  ... قیامت های پر آتش ز هر سوئی بر انگیزد

دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فرو سوزد ... دو صد دریا بشوراند ، ز موج بحر نگریزد 

ملک‌ها را چه مندیلی به دست خویش درپیچد ... چراغ لایزالی را چو قندیلی درآویزد

چو شیری سوی جنگ آید ، دل او چون نهنگ آید ... به جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد 

چو هفت صد پرده دل را به نور خود بدراند ... ز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد

چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد ... از آن دریا چه گوهرها کنار خاک درریزد


 مولوی - دیوان شمس تبریز

.

.

شهرام ناظری : مرا عاشق چنان باید

.

 

 

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر