۱۳۹۹ بهمن ۱۶, پنجشنبه

عکسی از لحظه دستگیری اسدالله اسدی ، دیپلمات تروریست ج.ا. توسط پلیس آلمان !

  


در صورت پاک نکردن امضای من ، یعنی 666
بهره بردن از عکسهای این وبلاگ آزاد میباشد


در همین راستا :

مهرداد عارفانی « یاری » که تو زرد از آب درآمد !
https://666sabz.blogspot.com/2020/11/blog-post_28.html


نامه سفارت جمهوری اسلامی در برلن به وزارت خارجه آلمان پس از دستگیری اسدالله اسدی
https://666sabz.blogspot.com/2020/12/blog-post.html


چهار تروریست پیزوری جمهوری اسلامی !
https://666sabz.blogspot.com/2020/12/blog-post_26.html


۱۳۹۹ دی ۲۸, یکشنبه

وصله سلطنت طلبی به این آقا نمی چسبه !

 

آقا جان ، هی نگید فلانی سلطنت طلبه ، سلطنت طلبه ، خودشون با زبان صادق و ساده میفرمایند که سلطنت طلب نیستند ، عاشق رضا شاه و محمد رضا شاه هستند !

و گویا عشق ایشان را کور کرده و بلندی های آرارات بخشی رضا شاه به ترکیه و بحرین بخشی محمد رضا شاه به اعراب را نمیبینند و یا به حساب وطنپرستی آنان میگذارند ! 

بزرگان ایرانزمین میفرمایند :

عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند ... در کمال احمقی لافی به دانایی زند




در همین راستا :


آخرش سلطنت طلبان را چه صدا کنیم !
http://666sabz.blogspot.com/2012/09/blog-post_8.html





۱۳۹۹ دی ۲۶, جمعه

گوشه ایی از سخنان دکتر شاپور بختیار درباره دوران طلایی شاه

 

وقتی من انحلال ساواک را به شاه پیشنهاد کردم و لایحهٌ قانونی آن را که به تصویب مجلس رسید عرضه نمودم به شکنجه هائی که ظرف ۲۵ سال گذشته بر اعضای مجاهدین و یا عناصر حزب توده وارد آمده بود اشاره کردم. متن لایحه وجود دستگاه اطلاعاتی را برای نظارت بر فعالیت ایرانیان و بیگانگان نفی نمیکرد. زیرا تکرار میکنم ، مسئله مطلقاً از میان بردن تشکیلاتی نبود که به دولت امکان تسلط بر اوضاع را میداد ، آنچه میبایست از بین میرفت استبداد و خفقان بود.

شرح واقعه ای که در یکی از جراید خارجی منتشر شد نمایشگر اجحافاتی است که به ما میشد : مرد جوانی همراه نامزدش به یکی از مغازه های شیک تهران میرود که هدیه ای بخرد. معاون نصیری ، یعنی رئیس بخش شکنجه هم سر میرسد و میخواهد که قبل از دیگران به کار او برسند. مرد جوان به او تذکر میدهد که نوبت او نیست و از او میخواهد که منتظر بماند. به جای دادن جوابی معقول، شکنجه گر ساواک در مقابل همهٌ مشتریان به مرد جوان دستور میدهد که از مغازه خارج شود و وقتی که جوان نمیپذیرد هفت تیرش را میکشد و او را میکشد... 

و اما بعد چه پیش میآید ؟ پلیس به محل واقعه میآید و گزارشش را تهیه میکند و کار به دادگستری حواله میشود.

ولی فردای آن روز، ساواک کاخ دادگستری را محاصره میکند و پرونده را میسوزاند. هیچ کس هم پس از آن مزاحم قاتل نمی شود.

وقتی از این حوادث با کسانی که بی هیچ قید و شرط از اعلیحضرت طرفداری می کنند صحبت میشود میگویند : 

پادشاه این چیزها را نمیخواست ، خودش هم با این اعمال مخالف بود. اگر پادشاه ، پادشاه مشروطه می بود ، در حقیقت هیچ کس دربارهٌ این قضایا حق اعتراض به او را نمی داشت. ولی از لحظه ای که او تصمیم به حکومت کردن گرفت و استبداد پیشه کرد ، باید عدالت را هم خود اجرا میکرد و جوابگوی این اعمال نیز میشد. 

ضرب المثلی عرب میگوید : « یک مملکت بدون مذهب دوام میآورد ولی بدون عدالت بر پا نمی ماند. »


سرچشمه : کتاب یکرنگی شاپور بختیار صفحه ۹۳




در همین راستا :



روایت دکتر شاپور بختیار از ماجرای کاروانسرا سنگی
http://666sabz.blogspot.com/2020/11/blog-post_6.html


گوشه ایی از سخنان فرانس بختیار ، دختر زنده یاد شاپور بختیار
https://666sabz.blogspot.com/2020/11/blog-post_62.html



عکس های کمتر دیده شده از دکتر شاپور بختیار
https://666sabz.blogspot.com/2020/11/blog-post_8.html


برگی از تاریخ - وضع مالی دکتر شاپور بختیار :
https://666sabz.blogspot.com/2020/11/blog-post_88.html



درخواست از فرانسه برای تغییر نام خیابانی که در آن لانه جاسوسی آخوندی قرار گرفته به نام زنده یاد شاپور بختیار !


روایت دکتر شاپور بختیار از کودتای ۲۸ امرداد 
https://666sabz.blogspot.com/2015/08/blog-post_21.html


نامه سه امضایی به شاه ، درست یکسال پیش از انقلاب 57
https://666sabz.blogspot.com/2014/02/57.html


تا حالا دقت کردین ؟!
https://666sabz.blogspot.com/2012/06/blog-post.html



نامه سربسته : شاپور بختیار اصلاح طلب بود ! 

https://666sabz.blogspot.com/2012/09/blog-post_7698.html



بختیار از دیدگاه حسنین هیکل


۱۳۹۹ دی ۲۵, پنجشنبه

دیدار رضا شاه و کمال آتا ترک در ۲۶ خرداد ۱۳۱۳ - فیلم تمام رنگی استیمن کالر



روزنامه ملیت چاپ ترکیه ضمن گزارش این موضوع در باره نحوه دسترسی به این فیلم در شماره ۲۶ اکتبر خود می نویسد : 

پرفسور سامی شَکَراُغلو، مدیر مسئول پیشین این روزنامه، روزی که برای خرید میوه به یک میوه ‌فروشی در استانبول رفته بود کودکی را در مغازه می‌بیند که به تراشیدن قوطی و حلقه‌های فیلم مشغول است. پس از پرسش از این کودک، وی توضیح می‌دهد که او از تراشیدن این حلقه و اضافه کردن ماده استون به آن، برای درست کردن چسب استفاده می‌کند.

دیدن نام « آتاترک » بر روی یکی از قوطی‌ها، کنجکاوی پرفسور شکراغلو را به خود جلب می‌کند و او پس از پی‌گیری متوجه می‌شود که این کودک، این حلقه‌ها را از انبار این میوه ‌فروشی که در گذشته انبار فیلم‌های یک شرکت فیلم‌سازی به نام « ایپَک » بوده می‌آورد.

پرفسور شکراغلو با خریدن و به همراه آوردن فیلم‌های موجود در این انبار آنها را از نابودی نجات می‌دهد. نسخه تازه و کمی طولانی‌تر از فیلم سفر رضاشاه به آنکارا، یکی از این فیلم‌های نجات یافته از این انبار است.

در این فیلم که روز ۲۶ خرداد ۱۳۱۳ گرفته شده دیده می‌شود که این دو سیاستمدار تعارفات اولیه را به زبان ترکی انجام می‌دهند و سپس به بازدید از مراسم مختلف می‌روند.



رضاشاه ، ۱۲ خرداد ۱۳۱۳، در رأس یک هیأت ۱۷ نفره که اکثرشان نظامی بودند وارد آنکارا شد. در این سفر ۳۸ روزه که تنها سفر خارجی رضاشاه بود دو پیمان دوستی و امنیت و رفع اختلاف مرزی در آنکارا بین دو کشور به امضا رسید که طی همین « پیمان دوستی » ، بخش بزرگی از مناطق حساس از جمله کوه های آرارات به ترکیه بخشیده شد ! ( توضیح بیشتر )

ترجمه گفتگوی رضاشاه و مصطفی کمال پاشا ( آتاترک ) به فارسی :

آتاترک : خیلی مایه خوش‌بختی است که به ترکیه تشریف آوردید.

رضاشاه : من هم بی‌نهایت خوش‌وقتم که موفق شدم به آرزوی دیرینه‌ای که داشتم برسم.

آتاترک : خیلی متشکرم. مدت‌ها بود که منتظر تشریف‌فرمایی شما بودم. حسرت دیدار شما را داشتیم و صمیمانه می‌گویم که خیلی خوش‌وقتم که بالاخره روز ملاقات رسید.

رضاشاه : شاید بدانید که چند سال پیش به نماینده شما عرض کردم که برای زیارت شما به ترکیه سفر خواهم کرد.

آتاترک : خیلی ممنونم. خیلی ممنونم. دوستی ما خیلی قدیمی است و از سال‌ها پیش شروع شد. این، دوستی و آشنایی متقابل را بیش از پیش تقویت خواهیم کرد.

رضاشاه : شاید در گذشته غفلت شده‌باشد ولی امیدوارم در آتیه جبران شود.

آتاترک : هیچ شک و شبهه‌ای ندارم و تمام ترک‌ها هم همین نظر را دارند.


در همین راستا :

چه کسی کوه‌های آرارات را به ترکیه بخشید ؟!
https://666sabz.blogspot.com/2021/01/blog-post.html





چه کسی کوه‌های آرارات را به ترکیه بخشید ؟!

 




بزرگترین ننگ تاریخی دوران حکومت رضا شاه و جدایی بخش اعظمی از ایران و دادن مناطق استراتژیک به همسایه های ایران در پیمان سعد آباد رضاشاه پهلوی ارتفاعات آرارات در غرب ایران را به ترکیه ، قسمت‌هائی از شرق ایران را به افغانستان و منطقه سوق الجیشی اروند رود ( شط العرب ) را به عراق بخشید.

سرلشکر ارفع که در سفر رضاشاه به ترکیه عضو هیأت همراه وی بود ، خاطراتی از این سفر در زمینه نوع نگرش رضاشاه نسبت به اختلافات مرزی ایران با همسایگان دارد که خواندنی است.

ارفع در خاطرات خود می‌گوید : « من عضو هیأت تحدید حدود و حل اختلافات بودم. در این هیئت کسانی چون محمدعلی فروغی و رشدی آراس شرکت داشتند. یک روز که من و یک سرهنگ ترک بر سر موضوعی مورد اختلاف با حرارت بسیار بحث می‌کردیم رشدی آراس گفت : « ما ترک‌ها به نظر اعلیحضرت شاهنشاه اطمینان و اعتقاد کامل داریم ، سرهنگ ارفع پرونده‌ها و نقشه‌ها را به حضور ایشان ببرد هرچه فرمودند ما قبول داریم ».

من نقشه‌ها و کاغذها را جمع کردم و یک راست به کاخ سلطنتی رفتم و به اتاق داخل شدم و گفتم عرایضی دارم. چند دقیقه بعد شاهنشاه وارد شدند در حالی که من نقشه‌ها را روی میز پهن کرده بودم. همین که نقشه‌ها را دیدند فرمودند : « موضوع چیست ؟ » من شروع کردم به توضیح دادن که فلان تپه چنین است فلان منطقه چنان است ، آن‌جا سخت مورد نیاز ماست ، و از این حرف‌ها… ولی پس از مدتی که با حرارت عرایضی کردم با کمال تعجب دیدم اعلیحضرت چیزی نمی‌فرمایند. وقتی سرم را بلند کردم دیدم شاه با حالت مخصوصی به من نگاه می‌کند گویی به حرف‌هایم چندان توجهی ندارد و تنها چشم به چشم من دوخته است تا ببیند من چه می‌گویم. من سکوت کردم. فرمودند : معلوم است منظور مرا نفهمیدی… بگو ببینم این تپه اینجا از آن تپه که می‌گویی بلندتر نیست ؟ عرض کردم : « بلی قربان »... فرمودند : « آن را چرا نمی‌خواهی ؟ این یکی چطور؟ » عرض کردم « بلی ». فرمودند : « منظور این تپه و آن تپه نیست. منظور من این است که دو دستگی و جدایی که بین ایران و ترکیه از چندین صد سال وجود دارد و همیشه به زیان هر دو کشور و به سود دشمنان مشترک ما بوده است از میان برود. مهم نیست که این تپه از آن که باشد. آنچه مهم است این است که ما با هم دوست باشیم. ».

من شرمنده شدم و کاغذها و نقشه‌ها را جمع کردم و به وزارت خارجه که محل تشکیل هیئت بود برگشتم. همه منتظر من بودند تا وارد شدم پرسیدند اعلیحضرت چه فرمودند ؟ گفتم : « فرمودند ما دوست هستیم این موضوعات در کار نیست. تقسیم کنید این طرف تپه که رو به « قطور» است مال ما باشد و آن طرف مال ترک‌ها ».






۱۳۹۹ دی ۲۰, شنبه

خامنه ایی ، رطب خورده منع رطب کی کند ؟!

 



درصورت بیان « سرچشمه » و پاک نکردن 666
بهره بردن از عکس ها ، فیلم ها و مطالب این وبلاگ آزاد میباشد 




در همین راستا :


چی در عمامه خامنه ایی است ؟
https://666sabz.blogspot.com/2012/03/blog-post_11.html


عکسهایی از ضحاک معظم انقلاب ، سید علی خامنه ایی !
https://666sabz.blogspot.com/2012/01/blog-post_2662.html





مطلبی از تحلیل روز ، سروده ایی از هادی خرسندی و عکسی از 666 سبز
https://666sabz.blogspot.com/2015/10/666.html



آزاد آزاده در چنگال رهبر آزاده اسیر شد
https://666sabz.blogspot.com/2012/08/blog-post_6.html



مقام معظم رهبری در حال بازدید از سوراخ فاضلاب اختصاصی !
https://666sabz.blogspot.com/2011/10/blog-post_24.html





کوتاهی از خود سلطنت طلبان بود !

 









اگر چلوکبابی های سلطنت طلبان لس آنجلسی یکی یک چلوکباب سلطانی به شعبون بی مخهای آمریکایی خورانده  و یکی ۲۰ دلار هم در جیبشان چپانده بودند بدون شک کودتای نافرجام ۱۸ دی ۲۰۲۱ بافرجام میشد !

کوتاهی و خساست از خود سلطنت طلبان لس آنجلسی بود و بس !




در همین راستا :


ماجرای باقالی پلو ، دندان شکسته ، صاحب رستوران و بنی صدر
http://666sabz.blogspot.com/2013/08/blog-post.html


رابطه اوباش جمهوری اسلامی با شعبان بی‌ مخ !
https://666sabz.blogspot.com/2012/05/blog-post_629.html


نیمه شعبان
https://666sabz.blogspot.com/2015/01/blog-post.html



۱۳۹۹ دی ۱۷, چهارشنبه

به درخواست رهبر انقلاب بازسازی مصباح یزدی در دستور دولت قرار گرفت !

 

شیوه ساخت یک فقره مصباح یزدی !





درصورت بیان « سرچشمه » و پاک نکردن 666
بهره بردن از عکس ها ، فیلم ها و مطالب این وبلاگ آزادی میباشد
.

در همین راستا :


افسانه عقرب جراره و مار غاشیه ، شرح حال امروز ایران است !
.
.
رو دست رفسنجانی به خامنه ایی و امید دانا !

http://666sabz.blogspot.be/2016/10/blog-post_31.html

.
.
روی دیگر سکه رفسنجانی و تجزیه طلبان آذری ، چه کسی است ؟!
http://666sabz.blogspot.be/2015/12/blog-post_54.html
.
.
پیکره رفسنجانی ساخته و رونمایی شد !








۱۳۹۹ دی ۶, شنبه

دادگاه بلژیک – آنتورس ؛ جمع‌آوری اطلاعات گردهمایی بزرگ در سال ۹۷ توسط مهرداد عارفانی

 

عارفانی به هنگام دستگیری یک کلید یو اس ب‌  داشت

که حاوی ۵ فایل صوتی حاوی اطلاعات مربوط به گردهمایی ویلپنت بود

اسناد و مدارک برملا شده بیانگر وجوه مختلفی از ارتکاب جرم و پیگیری توطئه تروریستی توسط سه مزدور جنایتکار تحت کنترل و سرکردگی اسدالله اسدی است که مزدوران با رهنمودهای وزارت اطلاعات در جریان بازپرسیها و در دادگاه سعی در انکار آن داشتند.


در حالی‌که مهرداد عارفانی در دادگاه بلژیک ارتباط خودش را با وزارت اطلاعات و اسدالله اسدی تکذیب کرده و نقش خودش را در طرح تروریستی نفی کند، اما اسناد موجود هر گونه تردیدی را نسبت به رابطه مهرداد عارفانی و اسدالله اسدی منتفی می‌کند. یکی از این اسناد یک یو اس بی‌قلمی با مارک کینگستون داشته است که حاوی مطالبی بوده است که مخفیانه ضبط کرده بود تا به وزارت اطلاعات منتقل کند :


پنج فایل صوتی در این دیسک قلمی ضبط شده که همه به زبان فارسی است. مضمون مشترک این فایلها اطلاعات در مورد گردهمایی ویلپنت در ۹تیر ۱۳۹۷ است که عارفانی تلاش می‌کند آنها را عادی جلوه دهد.


وقتی وی مورد سؤال قرار می‌گیرد که این اطلاعات را به چه منظوری و چرا جمع کرده و ضبط کرده‌ای پاسخ می‌دهد :


« اینها بحثهای جلسه است. آنها ضبط می‌شوند و سپس برای کسانی که در طول جلسه حضور ندارند پخش می‌شود ».


- پرسش : «این مطالب در مورد چیست ؟ ».


- پاسخ : « سازماندهی در Villepinte، غذا، آب، چه کسی برای مسیر Villepinte چه کاری انجام می‌دهد.

زیرا من کسی هستم که تبلیغات را مدیریت می‌کنم. هیچ چیز خاصی در این پرونده‌ها وجود ندارد، آب، غذا --- »


- پرسش : « آیا این فایل‌های صوتی را با کسی به اشتراک گذاشته ای ؟ »


- پاسخ : « نه، وقت نکردم آن را انجام دهم. ---»


- پرسش : « پس چه فایده‌ای دارد؟ جلسه برگزار شده است، بنابراین ضبط این مکالمات غیرضروری است . این‌طور نیست ؟ ».


- پاسخ : « من آنها را ذخیره کردم، اما وقت ارسال یا حذف آنها را نداشتم. --- »


- پرسش : « آنها را برای چه کسی باید بفرستید؟ چه کسی آنجا نبود؟ »


- پاسخ : « ما، به‌طور کلی، آن را ضبط می‌کنیم برای آرشیو خودمان؛ به‌طور کلی، ما آن را ارسال نمی‌کنیم، این برای آرشیو ماست. اغلب، ما آن را نمی فرستیم. --- ».


- پرسش : « بنابراین شما مکانی دارید که همه چیز بایگانی می‌شود ؟ ---»


- پاسخ : « برخی از جلسات مهم در سطح ضبط نگهداری می‌شوند؛ بعضی اوقات افراد از راه دور می‌آیند، آنها را ضبط می‌کنیم و برای دیگران پخش می‌کنیم. »


- پرسش : « جلساتی که روی این کلید USB ضبط می‌شوند چقدر مهم هستند ؟ »


- پاسخ : « هیچ چیز مهمی وجود ندارد ».


- پرسش : « اگر آنها مهم نیستند، چرا آنها را باید ذخیره کنید؟ »


- پاسخ : « همینطوری ! من، شخصاً، دوباره به چیزها گوش می‌دهم، مثلاً ساعتها، اما در غیراین صورت، هیچ فایده‌ای ندارد ».


- پرسش : « در ابتدا، شما به ما می‌گویی که مخصوص افراد غایب است، اما آنها هرگز این فایلها را دریافت نکردند. سپس به ما می‌گویید که هیچ علاقه‌ای به این مکالمات وجود ندارد، دست آخر هم می‌گویی، این کار را برای خود انجام داده اید، بعداً دوباره به آنها گوش دهید. آیا عملکرد و پاسخهای خود را عجیب نمی‌دانی ؟ »


- پاسخ : « خوب نه، من سالهاست که این‌گونه کار می‌کنم. پرونده‌ها را روی رایانه برای کسانی که می‌خواهند گوش دهند، می‌گذارم ».


- پرسش : « پس چرا آنها روی دیسک USB می‌گذاری ؟ »


- پاسخ : « من روی یک پخش کننده mp۳ ضبط می‌کنم، سپس آن را روی یک دیسک USB و سپس روی کامپیوتر قرار می‌دهم ».


- پرسش : « خیر، نمی‌شود مستقیماً فایلهای یک MP۳ را روی دیسک USB قرار داد، مضافا وقتی داده‌ها از قبل در کامپیوتر هستند، قرار دادن آنها روی حافظه USB چه فایده‌ای دارد ؟ ».


- پاسخ : « من فقط می‌خواستم آن را حفظ کنم و سپس دوباره آن را گوش کنم. به‌طور کلی، هر بحثی را، من می‌خواهم دو یا سه بار آن را گوش دهم، مخصوصاً وقتی بحث در مورد تحلیل‌های سیاسی باشد ».


- پرسش : « اینها که بحث و تحلیل سیاسی نیست ».


- پاسخ : « نه، اینجا خیر، این سازماندهی جلسه ویلپینت بود، مهم نبود ».


پرسش : « آیا این داده‌های صوتی در مورد سازماندهی جلسه ویلپنت را گوش داده اید ؟ ».


- پاسخ : « بله، من این کار را انجام دادم زیرا مسئولیت یک اتوبوس ۳۰نفره را برعهده داشتم  ».


پرسش : « دسترسی به این فایلها که در حال حاضر روی کلید USB شما وجود دارد آیا اجازه نمی‌دهد رژیم فعلی ایران سازماندهی گردهمایی ویلپنت را شناسایی کند، مثلا به‌منظور آماده‌سازی بهتر یک حمله ؟ »


- پاسخ : « اگر من مسئول خانم رجوی بودم که او را اینطرف و آنطرف ببرم بله ولی صحبتهای ما در مورد آب و ساندویچ بود که نمیفهمم چگونه سازمان را به خطر میاندازد. »

پرسش : « فکر نمی کنی این بحثها بتواند به یک شخص خرابکار اجازه دهد مواد منفجره را به‌سادگی به پارکینگ ویلپینت بیاورد؟ »


- پاسخ : « نه، فکر نمی‌کنم این‌طور باشد. »


پرسش : « با این وجود، در مکالمه خود و در فایلهای صوتی که در اختیار دارید، جزئیات در مورد ورودتان به پارکینگ و در نتیجه ترتیبات امنیتی در بدو ورود را بیان می‌کنید؟ ».


- پاسخ : « هیچ چیز حساسی در این فایلها وجود ندارد. این به ایمنی ویلپنت خدشه‌ای وارد نمی‌کند ».










در همین راستا :


مهرداد عارفانی « یاری » که تو زرد از آب درآمد !
https://666sabz.blogspot.com/2020/11/blog-post_28.html



نامه سفارت جمهوری اسلامی در برلن به وزارت خارجه آلمان پس از دستگیری اسدالله اسدی
https://666sabz.blogspot.com/2020/12/blog-post.html



چهار تروریست نخاله جمهوری اسلامی !
https://666sabz.blogspot.com/2020/12/blog-post_26.html


عکسی از لحظه دستگیری اسدالله اسدی ، دیپلمات تروریست ج.ا. توسط پلیس آلمان !
https://666sabz.blogspot.com/2020/12/blog-post_4.html



عکسهایی از زنده یاد دکتر شاپور بختیار و قاتلان او
https://666sabz.blogspot.com/2020/11/blog-post_8.html

.